حكيم ابوالقاسم فردوسى

607

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

« هماى » پادشاهى هماى سى و دو سال بود « 1 » گذاشتن هماى ، پسر خود را داراب به درياى فرات در تبنگويى اردشير از آن بيمارى بمرد و دختر دلپذيرش - هماى - از اندوه او پر از خون شد و سوگ بهمن را بداشت و روزگار بسيارى را با بدى بگذراند . . سرانجام هماى بيآمد و تاج بر سر نهاد و راه و آيين ديگرى بيآورد . پس همهء سپاهيان را بار داد و در گنج بگشود و ايشان را دينار ببخشيد . در خِرد و دادگرى از پدرش نيز بگذشت و همهء گيتى از دادگرى او آباد گشت . پيوسته مىگفت : اين تاج ، فرخنده باد و دل بدسگالان ما كَنده بادا . كردار ما همواره نيكى باد و هرگز كسى رنج و درد ما را نبيند . ما هر كسى

--> ( 1 ) - مدت پادشاهى هماى در اكثر روايات 30 سال آمده است . ر . ك . بندهش ، ص 156 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 230 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 486 يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 194 - 193 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 22 10 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 55 15 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 508 مجمل التواريخ و القصص ، ص 54 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 147 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 226 . مستوفى اين مدت را 22 سال آورده است . تاريخ گزيده ، ص 95 . تنها اندكى همچون حكيم فردوسى مدت شاهى او را 32 سال دانسته‌اند . ر . ك . ايرانشاه ، بهمن نامه ، ص 603 بيت 10437 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 635 .